الفيض الكاشاني

462

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

ولى تمام آنها در هفت عامل منحصر مىشود : دشمنى ، عزّت طلبى ، تكبّر ، تعجّب ، ترس از فوت شدن هدفهاى مطلوب ، علاقهء به رياست ، پليدى نفس و بخل آن . حسود يا نعمت را بر محسود نمىپسندد ، چون دشمن اوست ، پس خير او را نمىخواهد ، و اين اختصاص به اقران و همگنان ندارد بلكه شخص پست ممكن است به شاه حسد برد به اين معنا ، كه زوال نعمت او را دوست بدارد چون به سبب بدرفتارى شاه با او يا با يكى از دوستان ، او دشمن سلطان است ، و يا از آن جهت است كه مىداند بر نعمت خود نسبت به او تكبّر خواهد ورزيد و حسود طاقت تحمّل تكبّر و فخر فروشى محسود را به سبب عزّت نفس خود ندارد و مقصود از عزّت طلبى همين است ، و يا طبيعت حسود اين است كه بر محسود تكبّر مىكند و زوال نعمت او را مىخواهد و مقصود از تكبّر همين است ، و يا نعمت شخص محسود بسيار و مقام او بزرگ است و حسود از رسيدن محسود به چنين نعمتى ، در شگفت مىشود و مقصود از تعجّب همين است ، و يا مىترسد به وسيلهء رسيدن نعمت به محسود هدفهايش را از دست بدهد ، به اين جهت محسود به وسيلهء نعمت خود مانع اهداف حسود مىشود ، و يا رياستى را دوست مىدارد كه اساس آن اختصاص داشتن محسود به نعمتى است كه در آن نعمت با حسود برابر نمىباشد ، و يا هيچ كدام از اينها نيست ، بلكه به خاطر پليدى نفس است به طورى كه اگر به بندگان خدا خيرى برسد . بخل مىورزد و ناگزير اين عوامل بايد شرح داده شود . عامل اوّل دشمنى و كينه است و آن شديدترين عامل حسد است ، زيرا كسى كه به هر دليلى آزار ديده و با هدفش به هر صورتى مخالفت شده بر آزار دهنده خشمگين مىشود و به دل او را دشمن مىدارد و كينه در دل او جايگزين مىشود و مقتضاى كينه تشفّى و انتقام گرفتن است ، و اگر نتواند از دشمن شخصا انتقام بگيرد دوست دارد كه با گذشت زمان از او انتقام بگيرد ، و بسا كه ( در صورت عجز از انتقام ) به بزرگوارى خود در پيشگاه خدا انتقام را به خدا واگذارد ، و هر گاه به دشمن او مصيبتى برسد شادمان شود و آن را تلافى و